مرکز پژوهش يکي از دانشگاههاي ايران مشارکت وحضور آحادمردم درورزشهاي همگاني را حدود پنج درصد اعلام نمود! طبيعي است که درصد مورد قبول سازمان تربيت بدني فراتر از پنج درصد مذکوراست صرف نظر از اختلاف دراعداد ودرصدها.... واقعيتي انکارناپذير درورزش وجوددارد وآن اينکه هنوز ورزش همگاني يا همگاني شدن ورزش درسطوح عام جامعه جانيفتاده است !
بدين معني که ازيک سو خانواده ها به ميزاني که براي تحصيل فرزندان خود اهتمام دارند شايد به همان ميزان از مشارکت دادن فرزندانشان درعرصه ورزش امتناع مي ورزند واين خود نقصي است بزرگ وازدگر سو ميل کليت ورزش مامعطوف به قهرمانپروري است که اين نقص است ديگر! بي گمان براي تغيير اين نگرش بايد فرهنگ ورزش همگاني درنزد مردم احياء گردد.آيا اين فرهنگ فرو خفته يابه ديار باقي شتافته ؟
پاسخ هرچه که باشد حکايت از حفره بوجودآمده درمجموعه ورزشي دارد اينکه درقانون اساسي جمهوري اسلامي ايران موضوع ورزش رايگان براي همه مطرح گشته ، بدين منظور است که آحاد جامعه اعم از قوي وضعيف ازحيث بنيه مالي بتوانند ورزش کنند.
درحال حاضر اگر دوجوان ساک بردوش تصميم بگيرند که درمحله خود يا نقطه اي ديگر از شهر وارد زمين ياسالن ورزش يا استخر بشوند تقريباً شانس موفقيت آنها چيزي نزديک به صفراست ويا البته مي توانند دست بجيب شوند که نهيبي ازدرون به آنان مي گويد احتياط واجب آن است که کلاً دست به جيب نشوند، زيرا ممکن است چيزي درآن يافت نگردد ، يعني ورزش مستمر براي آنان غيرممکن است مگر تفريحي که براي دلخوشي اسم آن را ورزش مي گذارند!